صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
78
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
بود . سپاهيان شاه ابخاز هم از دليران سرزمين روم ، از فرنگيان و مردمان شكّى بودند . شكّى ناحيتى بود كه اخستان در آن شاهى مىكرد ؛ « 1 » پوشيده از بيشهزاران و نىزارها ، و دزدان رومى و ابخازى را بدانجا مقام . سلطان ، نفتاندازان را بفرمود تا در بيشهها آتش زنند ، و چون آن بيشهزار بسوخت ، در ميانهاش دو دژ « 2 » ديد برآورده از صفحات آهن و ميخهاى مسين . نوميد شد ، كه دست چاره از وصول بدان كوتاه مىديد ، اما در ميان خداوند آن دژها و شاه شكّى كينهاى « * » كهن بود و هم ازاينرو او بيامد و اسلام آورد و آندو دژ تسليم كرد . از پس آن ، سلطان از آن شهر برفت ، و آن سرزمين مىكاويد تا دژى بگشايد و شهرى تاراج كند ، و چندان غنيمت برد كه چشم در آن خيره مىماند . زمانى بعد ، شاه فرنگ - كه همان شاه شكّى ، اخستان ، بود - با سوارانى اندكشمار به بارگاه آمد و بر در ايستاد . سلطان گفت : « او را فرود آوريد و همراهيش كنيد ، كه شاهى گرانمايه است . » چون اخستان فرود آمد و بر سلطان درآمد ، گفت : « گمراهى مرا چو پاره پوستى مالاند ، و من تنها از آنرو به بارگاهت كشانيده شدم كه دين اسلام در من صورت باور بست و رشتهء اميدم از نصرانيت گسست » . سلطان هم از تخت به زير آمد و پيش رويش ايستاد و دست در گردنش آورد و سرش بوسيد ، و او نيز بر پاى سلطان بوسه زد ؛ همانجا اشكها روانه شد و آتش شوق زبانه كشيد . اخستان شاه شهادتين بر زبان آورد و سلطان نيز تمامى گوهرهاى خزاين بر سرش ريخت و با اكرام و احترام بر كتل خويشش نشاند . هم در اين حال ، اميران و حاجبان پيشاپيش وى پياده مىرفتند تا در سراپردهاى پوشيده از اسباب شاهى و نعمت فرودشآوردند . سلطان ، فقيهى به نزدش فرستاد تا او را آداب اسلام و نماز و سورتى چند از قرآن بياموزد ، و به تطهيرش فرمان ، و امارت آن ولايات به دو داد . پس از چندى سلطان به جانب بقراطيس ، شاه ابخاز ، رفت و لشكريان را دست برگشاد تا
--> ( 1 ) . شكّى ولايتى است در ارمنستان ( ياقوت 3 / 357 ) ، و همان شكّى كنونى در جمهورى آذربايجان شوروى است . اخستان يا اغسرتان ( اخسارتان ) همان ابن غاغيق ، شاه كاخى ، ( 1084 - 1058 م ) است . از منابع پيداست كه اخسارتان براى نگاهداشت شاهيش اسلام آورد و رام و خراجگزار سلطان الب ارسلان شد ( بونياتوف 193 - 192 ، به نقل از منابع غيرعربى ) . ( 2 ) . اىبسا يكى از اين دو دژ ، « دسكرة الجنين » باشد كه اخسرتان دوم آن را به سال 1068 م از گيوركى چهارم ، و در برابر تسليم فرمانرواى ارّان ، فضل بن شاورا ، به او گرفت . ( * ) . در متن مصحّح دكتر نور الدين « أخية » بود كه بهجاى آن « احنة » ( كينه ) درست دانسته شد - مترجم فارسى .